Freitag, 31. August 2012

مشاور نماینده‌ خامنه‌ای در سپاه: نظام اجازه بازگشت خاتمی را نمی‌دهد



بامدادخبر – سردار یدالله جوانی، مشاور نماینده‌ی رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران روز سه‌شنبه (۷ شهریور) در یک سخنرانی در جمع استادان بسیجی در مشهد گفت که «نظام» اجازه‌ی بازگشت محمد خاتمی، رییس‌جمهور پیشین به صحنه‌ی انتخابات را نمی‌دهد.

به گزارش خبرگزاری دانشجو وابسته به بسیج دانشجویی، آقای جوانی با اشاره به انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی سال ۹۲ اظهار داشت: «جریان اصلاح‌طلب، انتخابات ۹۲ را یک احیای سیاسی برای خود می‌داند و این برای‌شان از پیروزی مهم‌تر است، آن‌ها به تحریم‌ها و تفرقه اصول‌گرایان امید بسته‌اند و اگر تحریم‌ها اثر بگذارد زبان‌شان باز می‌شود.»

این سردار عالی‌رتبه‌ی سپاه، در ادامه گفت: «اصلاح‌طلبان با این حال مشکلاتی دارند. برخی از آنان می‌گویند انسجام حول یک نفر مثل خاتمی باشد. البته خاتمی جزو فتنه ۸۸ است و نظام اجازه نمی‌دهد به این سطح و جایگاه برگردد. یک نگاه دیگر این است که اصلاحات به صورت یک ستاد فعالیت کند.»

این اظهارات یک هفته‌ پس از سخنان علی سعیدی، نماینده‌ی رهبر جمهوری اسلامی در سپاه که آقای جوانی، مشاور اون می‌باشد، صورت گرفته که گفته بود اقدامات گذشته محمد خاتمی در صورت «عذرخواهی از ملت ایران و خودداری از تکرار اشتباهات»، «قابل اغماض» خواهد بود.

در همین حال، یدالله جوانی پیش‌بینی کرد که اصولگرایان نیز با سه کاندیدای اصلی در انتخابات آینده حضور پیدا می‌کنند و جریان دولت وابسته به مشایی نیز دنبال این است که مردم دولت دهم را قبول کنند و بعد از آن هر چه احمدی‌نژاد گفت،‌‌ همان رأی بیاورد.

مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه، این خطر را برای اصولگرایان دانست که این انتخابات در فضایی برگزار شود که تحریم‌ها تأثیرگذار شده باشد.

وی با بیان اینکه «هدف دشمن جداسازی مردم از نظام و قرار گرفتن در مقابل آن است»، گفت: «امروز جنگ اقتصادی است. دشمن به دنبال فلج کردن اقتصاد کشور و به دنبال آن ایجاد نارضایتی در مردم است.»

او ادامه داد: ‌«غربی‌ها بر این باورند که جمهوری اسلامی تغییر باور نمی‌دهد مگر زمانی که موجودیت خودش را در خطر ببیند.»

وی با بیان اینکه در مقابل فشار‌ها در کشور دو دیدگاه «ایستادگی در مقابل امریکا و دیگری مذاکره با امریکا» وجود دارد، گفت که «خاطرات هاشمی که سال گذشته گفت که به امام نامه نوشته است نشان می‌دهد نگاه معطوف به مذاکره که می‌گوید امریکا قدرت جهان است، از ابتدای انقلاب بوده است.»

جوانی‌ با اشاره به این گفته‌ی خامنه‌ای که «اختلاف ما با امریکا اساسی و بنیادی است»، ادامه داد: «امریکا به دنبال سلطه بر جهان است و ایران در مقابل آن ایستاده؛ آنچه هاشمی می‌گوید که چه فرقی بین امریکا و سایر کشورهاست همین است که امریکایی‌ها ادعای رهبری جهان را دارند و برای آن چنگ و دندان هم نشان می‌دهند.»

جوانی خاطرنشان کرد: «غرب سعی کرد صادارت نفت ایران را فلج کند و بعضی هم باور کردند به طوری که در جلسه با رهبری اظهار نگرانی کردند رهبری هم با تیزبینی فرمودند اگر آن‌ها نگذارند ما نفت‌مان را از خلیج فارس خارج کنیم نمی‌گذاریم حتی یک قطره نفت از تنگه هرمز خارج شود.»

او در پایان با اشاره به بحران سوریه گفت: «امریکایی‌ها برای اینکه به خواسته‌شان برسند فشار مستقیم بر ایران، ایجاد جبهه در اطراف ایران و فشار مستقیم بر متحدین ایران را اعمال می‌کنند که موضوع سوریه یک مقدمه بر نظم نوین مدنظرشان است.»

خم های لاریجانی به بان کی مون/ سخنگوی بان کی مون: آقای دبیر کل به احمدی نژاد گفت: سخنان تان فتنه گرانه بود!



در حالی که موفقت جهانی اجلاس تهران ، می تواند تاثیر مثبتی در وضعیت آتی ایران در صحنه بین الملل داشته باشد، برخی خبرگزاری های خارجی که با پوشش کم ، ناخرسندی خود را از برگزاری این اجلاس در تهران نشان داده اند ، امروز روایتی متفاوت از گفت و  گوی بان کی مون با محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی منتشر کرده اند.
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب» ؛ آسوشیتدپرس نوشت: بان کی مون بعد از ضیافت نهار با  علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران و گفتگو با وی، با حضور در کنفرانس خبری اظهار داشت که مذاکره ما روی این موضوع بود که چگونه سازمان ملل و ایران می توانند همکاریهای حقوق بشری خود را بهبود بخشند.
آسوشیتدپرس مدعی شده است: در حالی که بان کی مون از وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی می کرد ، علی لاریجانی در کنار وی ایستاده و اخم کرده بود!
این در حالی است که خبرنگاران داخلی و خارجی دیگر که در محل حاضر بوده اند ، چنین واکنشی را گزارش نکرده اند.
رویترز نیز گزارش داده است که دبیر کل سازمان ملل در دیدار با محمود احمدی نژا خواسته است که برای اثبات صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود گامهای مشخصی بردارد.
مارتین نسیرکی سخنگوی بان کی مون، که همراه وی به تهران سفر کرده است گفته است: دبیر کل سازمان ملل در دیدار با احمدی نژاد با اشاره به اظهارات رییس جمهور ایران در مورد اسرائیل، سخنان وی را اهانت آمیز، فتنه انگیز و غیرمسئولانه خوانده است.

کارمون در آمده از این ببعد باید با کت شلوار دوش بگیریم حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی را شورای نگبهان بعنوان نماینده از تهران به مجلس هشتم برد. نه تنها آن زمان که به مجلس برده شد، بلکه همین حالا هم اگر از تهرانی ها سئوال شود مرتضی آقا تهرانی کیست، شاید 100 نفر هم نداند او کیست! آقا تهرانی از آب گذشته است. یعنی سالها در امریکا بوده و در آنجا بگوئی نگوئی تحصیلی هم کرده و باصطلاح از روحانیون منور الفکر جناح راست متمایل به حجتیه است و دست آیت الله مصباح یزدی پشت و پناهش! از آنجا که خیلی منورالفکر است، یک "وبلاگ" هم دارد. البته این نانی است که سید محمدعلی ابطحی در دامن اینها گذاشت، چون تا پیش از او، کسی نمی دانست وبلاگ چیست! حالا قلم او را شکسته اند و قلم و دوات را گذاشته اند جلوی دست مرتضی آقا تهرانی تا جوانان را اینگونه که می خوانید راهنمائی کند. بر پدر و مادر کسی که بداند اما خود را به نادانی بزند و این مزخرفات را بنویسد لعنت.


اجلاس جنبش عدم تعهد، تنها حربه برای ایران بی‌متحد



* جلیل روشندل
سابقه جنبش عدم تعهد

جنبش عدم تعهد محصول مقاومت رهبران دگراندیش در دوران جنگ سرد است. بین ۱۹۱۴ و ۱۹۴۵ دو جنگ جهانی دنیا را به آتش و خون کشید. اختلافاتی که بین قدرت‌های «فائقه» دنیا موجب این دو جنگ شد کمتر به کشور‌های کم‌قدرت و کوچک دنیا مربوط می‌شد، ولی آثار مخرب آن در چنین کشورهایی بیشتر بود. اما هر دو جنگ آسیب‌پذیری این کشور‌ها را پررنگ‌تر کرد و به رهبران آنان آموخت که اگر در موج اختلافات قدرت‌های بزرگ دنیا گرفتار شوند فقط بازنده خواهند بود، چرا که قدرت‌های بزرگ این کشور‌های کوچک و آسیب‌پذیر را اشغال و منابع آنان را بر باد خواهند داد.

برخی از رهبران کشورهای آسیب‌پذیر دنیا از آسیب‌پذیری ملل خود در قبال کشورهای بزرگ آگاه بودند، ولی توان نظامی و سیاسی کافی برای این که از سر راه آنان کنار بروند و مستقل از آنان عمل کنند را نداشتند.

شاید دکتر محمد مصدق، نخست وزیر وقت ایران، را باید آغازگر اندیشه عدم تعهد دانست. هرچند عمر کوتاه سیاسی دکتر مصدق اجازه پیگیری این اندیشه را نداد، به دنبال اندیشه او بود که رهبران هند، اندونزی، یوگسلاوی و مصر پس از عبور از کنفرانس باندونگ جنبش عدم تعهد را در دهه ۱۹۶۰ رقم زدند و آن را تبدیل به جنبشی کردند که در حال حاضر ۱۲۰ عضو و ۱۷ عضو ناظر دارد.

در یک کلام، حسب تعریف، کشورهای عضو جنبش عدم تعهد وارد هیچ گونه اتحاد جغرافیایی- استراتژیک یا نظامی- سیاسی با یا بر قدرت‌های کلان دنیا نمی‌شوند و مستقل از قدرت‌های بزرگ عمل می‌کنند.

فلسفه عدم تعهد بر این اصل استوار بود که یک ملت اگر به هیچ یک از دو اردوگاه قدرت وابسته نباشد در رویارویی ابرقدرت‌ها کمتر آسیب می‌بیند یا این که اصلا آسیب نمی‌بیند. جنگ سرد و تقابل ابرقدرت‌ها علت وجودی جنبش را تقویت کرد.

باید گفته شود که باقی ماندن در جنبش کار ساد‌ه‌ای نبود و منشور غیرمتعهد‌ها، تعهدات گوناگونی بر دوش کشورهای عضو قرار می‌داد که عملا با ماهیت و ذات کشور‌های عضو سازگاری نداشت. مثلا بنا بر اصول جنبش و بر اساس منشور آن کشورهای عضو متعهد و موظف هستند که:

به حقوق بشر آن چنان که در منشور سازمان ملل متحد آمده احترام بگذارند. (بیشتر اعضای جنبش مشکل اساسی با این اصل دارند)

به حق حاکمیت ملت‌ها و تمامیت ارضی کشور‌ها احترام بگذارند. (دو کشور ایران و عراق به مدت ۸ سال این اصل را زیر پا نهاده و با هم بر سر اختلافات مرزی جنگیدند. نمونه‌های بیشتری در میان اعضای جنبش وجود دارد.)

پذیرش و احترام به برابری نژادی و ملی کلیه ملت‌ها صرف نظر از اندازه جغرافیایی آنان از اصول دیگر جنبش است.

یکی از اصول جالب که اعضای جنبش نسبت به آن تعهد دارند به رسمیت شناختن حق جنبش‌های استقلال‌طلب است. تفسیر و تعبیر این دو اصل دولت‌های عضو جنبش را در شرایط بدی قرار می‌دهد. مثلا هند و پاکستان باید حق مردم کشمیر را برای استقلال به رسمیت بشناسند و یا ایران و سوریه و عراق نباید مانع استقلال کردهای استقلال‌طلب باشند و یا بسیاری نمونه‌های دیگر در کشور‌های عضو. خوب می‌دانیم که دشمنی این کشور‌ها با جنبش‌های استقلال‌طلب خود یک دشمنی دیرینه است و اصولا هر گونه حرکت «استقلال‌طلبی» برابر «جدایی‌طلبی» شناخته و به شدید‌ترین شکل سرکوب می‌شود.

از طرف دیگر نزدیکی و اتحاد با ابرقدرت‌ها در دوران جنگ سرد امتیازات خاص و جاذبه‌های خود را داشت و به همین دلیل خیلی زود پیش‌گامان جنبش عدم تعهد ضمن باقی ماندن صوری در درون جنبش به سمت یکی از قطب‌های قدرت تمایل و کشش بیشتری نشان دادند. مثلا هندوستان و کوبا یا مصر در زمان جمال عبدالناصر بیشتر به سوی اتحاد جماهیر شوروی متمایل و یا حتی وابسته بودند، در حالی که مصر در دوران سادات و بعد از آن به سمت آمریکا تمایل بیشتری داشت. و البته ایران دوران شاه هم از متحدان آمریکا به حساب می‌آمد و تنها پس از ۱۹۷۹ بود که جمهوری اسلامی رسما به جنبش غیرمتعهد‌ها متعهد شد.

اهداف ایران از برگزاری اجلاس سران جنبش غیرمتعهد‌ها در تهران

مدت کوتاهی پس از انقلاب اسلامی در ایران این کشور از کلیه تعهدات و سمت‌گیری‌های استراتژیک خود دست کشید و با شعار «نه شرقی، نه غربی» به جنبش عدم تعهد پیوست. اگر چه سیاست خارجی ایران خیلی زود و در سال‌های جنگ با عراق ناچار شد از شعار «نه شرقِی، نه غربی» عملا عدول و به «نه غربی» متمایل شود، سقوط سیستم اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱ یک سوال بی‌جواب برای همه اعضای جنبش و در راس آنان برای ایران ایجاد کرد: حالا که ابرقدرت شرق از میان رفته عدم تعهد چه معنی و مفهومی دارد؟

با تحولات بین‌المللی آخرین دهه قرن بیستم و اولین دهه قرن بیست و یک عملا جنبش عدم تعهد تبدیل به باشگاه وزرای خارجه کشورهای عضو می‌شود و به صدور بیانیه‌های رقیق و فاقد اهمیت می‌پردازد. در این مقطع جنبش برای خود ماموریت‌های جدیدی در زمینه مسائل اقتصاد بین‌الملل، بدهی‌های جهان سوم و مشکلاتی از قبیل بیماری ایدز تعریف می‌کند و در عمل بسیاری از اصول اساسی جنبش خود به خود زیر سوال می‌رود.

اما در هر صورت جنبش میکروفونی است که به گوینده اجازه می‌دهد هر چه می‌خواهد بگوید، اعم از این که شنونده با آن موافق یا مخالف باشد. گاهی هم اعضای جنبش سعی می‌کنند از آن به عنوان آلترناتیوی برای سازمان ملل متحد استفاده کرده و به مسائل امنیت بین‌المللی بپردازند.

ایران که علی‌رغم عضویتش در جنبش بسیاری از اصول منشور جنبش را عملا نا‌دیده می‌گرفت و علی‌رغم تعهداتش به جنبش مدت ۸ سال به جنگ با عراق ادامه داده بود و در بسیاری مسائل منطقه‌ای جهت‌گیری مغایر با منشور جنبش داشت، اکنون در مقابل ابرقدرت غرب احساس می‌کند به جنبش عدم تعهد نیاز دارد تا کمبود‌های حمایتی را در فقدان یک اتحاد و ائتلاف استراتژیک پر کند. به عبارت دیگر توسل به جنبش تنها حربه موجود برای ایران و برخی کشور‌های دیگر است که خود را از تاثیرات منفی قدرت‌های غربی مصون نگهدارند.

چالش ایران و نظام بین‌المللی، اما، از گونه دیگری است و دیگر نه در چارچوب جنبش عدم تعهد و نه از طریق سازمان ملل متحد حل و فصل نمی‌شود. چالش بر سر رهبری حداقل بخشی از جهان و منطقه و منطقه فرعی است – هرچه که ممکن باشد.

ایران با نظام بین‌المللی مشکل دارد و آن را غیرعادلانه می‌داند و در زمان واحد می‌خواهد بر سر مجموعه‌ای از مسائل با نظام بین‌الملل درگیر شود یا آن را اصلاح کند. ایران برای بسیاری از مسائل جهانی راه حل خاص خود را دارد که با نحوه نگرش دنیا به‌‌ همان مسائل مغایر و در نتیجه تنش‌آفرین است.

در راس نظام بین‌المللی، ایالات متحده ایران را تهدیدی برای منافع و متحدین غربی می‌داند و شعارهای تحریک‌آمیز محمود احمدی‌نژاد و دستگاه رهبری سیاسی و نظامی ایران را علیه غرب و متحدانش و علیه اسرائیل دلیل خصومت ایران به شمار می‌آورد. همزمان تلاش ایران برای دستیابی به تکنولوژی هسته‌ای چالشی برای جامعه بین‌الملل محسوب می‌شود، در حالی که بسیاریِ از اعضای جنبش عدم تعهد ممکن است با آن مشکلی نداشته باشند. در این نبرد سیاسی هر طرف سعی می‌کند با توسل به قدرت، اعتبار سیاسی و بین‌المللی دیگری را زیر سوال برده و آن را نا‌مربوط و بی‌اهمیت جلوه دهد.

مثلا، متحد موقتی ایران-روسیه- سعی می‌کند برای ایران در حل و فصل مشکل سوریه جایگاهی ایجاد کند ولی آمریکا چنین جایگاهی را به رسمیت نمی‌شناسد. یا این که ایران سعی می‌کند با استفاده از مذاکرات اتحادیه اروپا که آمریکا نیز به طور غیرمستقیم در آن نقش دارد این پیام را بفرستد که باید در مسائل منطقه‌ای و مسائل موسوم به بهار عربی (که ایران به آن مهر «بیداری اسلامی» زده و نتیجه انقلاب سی و سه سال پیش در ایران می‌داند) در خاورمیانه نقش داشته باشد و مثلا در ترکیب حکومت بحرین به نفع شیعیان اعمال نفوذ کند. اگر از منظر تئوری بازی‌ها به این مراودات خصومت‌آمیز نگاه کنیم، هر گونه ُبرد ایران، هر قدر هم که کوچک باشد، باخت آمریکا تلقی می‌شود. بدیهی است که آمریکا به عنوان قدرت بر‌تر جهانی نخواهد چنین ُبردی را تسهیل کند یا تسلیم آن شود.

با توجه به تحولاتی که در ماهیت و ماموریت جنبش رخ داده است، تشکیل اجلاس سران جنبش عدم تعهد که هر سه تا چهار سال یک بار اتفاق می‌افتد، به‌خصوص پس از پایان جنگ سرد، نوعا رویداد حائز اهمیتی نیست. چنین اجلاسی آخرین بار در زمان مبارک در شرم‌الشیخ مصر تشکیل شد.

آن چه اجلاس فعلی جنبش را حائز اهمیت کرده دو موضوع است: اول این که محمود احمدی‌نژاد و به همین اعتبار ایران برای اولین بار به دبیر کلی جنبش برگزیده شده و دیگر این که این اجلاس در سطح سران برای اولین بار در تاریخ حیات سیاسی ایران در تهران تشکیل می‌شود. اگرچه بر اساس اطلاعاتی که بسیار حساب شده از منابع ایرانی منتشر می‌شود فقط ۵۱ تن از سران کشور‌های عضو جنبش (۲۷ رئیس جمهور، ۲ پادشاه، و امیر، ۷ نخست وزیر، ۹ معاون رئیس جمهور و ۵ فرستاده ویژه) در این اجلاس شرکت خواهند کرد. اگرچه منابع خبری ایران اعلام کرده‌اند نمایندگانی از ۱۵۰ کشور جهان در سطوح مختلف و حداقل در سطح دیپلماتیک و کار‌شناس در مراحلی از اجلاس شرکت خواهند کرد، یعنی بیشتر از مجموعه اعضای ثابت و ناظر جنبش!

موضوع دیگری که بر اهمیت این اجلاس می‌افزاید شرکت ‌بان گی مون دبیرکل سازمان ملل است. در حقیقت در سی و دو سال اخیر مسافرت و حضور سران کشور‌های دنیا و دبیرکل سازمان ملل به ایران آن هم در چنین سطوحی کاملا بی‌سابقه است، به نحوی که می‌توان گفت اجلاس سران جنبش از منظر ایران برابری می‌کند با برگزاری مراسم المپیک برای بریتانیا!

جا دارد در اینجا از اجلاس کوچک‌تر سران کشور‌های اسلامی یاد کنیم که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی در تهران تشکیل شد و ساختمانی که آن موقع عجولانه سر هم شده بود (و اتفاقا به علت بارندگی ریزش کرد) اکنون شاهد اجلاس سران جنبش عدم تعهد خواهد بود.

تامین امنیت سران، آتش زیر خاکستر

اطلاعات و تصاویر موجود در فضای مجازی و اینترنت حاکی از این است که دولت جمهوری اسلامی اقدامات وسیعی را تدارک دیده تا امنیت تهران را در روزهای اجلاس تامین کند. در عرصه بین‌المللی اسرائیل همچنان بر این که تاسیسات اتمی ایران باید بمباران شود اصرار می‌ورزد، ولی بعید به نظر می‌رسد اسرائیل در شرایطی که دبیرکل سازمان ملل و نمایندگان یکصد و پنجاه کشور دنیا در ایران حضور دارند چنین عملیاتی را آغاز کند. (این که اصلا ممکن است چنین کاری را بکند خود بحث دیگری است).

البته امکان خرابکاری و توسل به عملیات تروریستی امروزه در هر جای دنیا در راس محاسبات امنیتی قرار می‌گیرد و به نظر می‌رسد پایه و اساس اقدامات تامین امنیت اجلاس از جانب ایران نیز بوده باشد. بیش از یکصد هزار نیروی امنیتی و بسیج، صد‌ها تیم کنترل، بازرسی و مراقبت و حتی اقداماتی از قبیل کنترل و محدودیت عبور و مرور مرزی در زمین و هوا و دریا فقط بخشی از این اقدامات است.

شکی نیست با توجه به تراکم جمعیتی، تمرکز اداری و خانه‌سازی‌های بی‌حساب و کتاب چند دهه اخیر، شهر تهران می‌تواند با کوچک‌ترین حادثه ترافیکی مسدود شود. آلودگی شدید هوا پدیده دیگری است که تهران دچار آن است. دولت سعی کرده است با تعطیل مجازی مملکت و خلوت کردن شهر تهران و استان‌های مجاور فضای امنیتی مورد نظر خود را در تهران ایجاد و در سایه آن امنیت اجلاس را تامین کند.

اما از نوع آمادگی‌های نظامی- امنیتی به نظر می‌رسد تهران نگران چیز دیگری هم هست. نگران حرکت خودجوش مردم از نوعی که سه سال پیش در پی انتخابات ریاست جمهوری شاهد آن بودیم. عفو غیرمنتظره عده‌ای از زندانیان سیاسی به مناسبت عید فطر، نحوه مدیریت بحران در جریان بیماری ناگهانی قلبی مهندس موسوی در محل حبس خانگی و سرعت عملی که در انجام آنژیوگرافی و کنترل بیماری وی و بازگرداندش به زندان صورت گرفت، علایم و نشانه‌های دیگر حاکی از این است که جمهوری اسلامی نگران حمله اسرائیل نیست، ولی نگران تحولات غیرمنتظره در عرصه داخلی است.

آیا موازنه بین‌المللی در حال تغییر است؟

به طور خلاصه، اجلاس سران غیرمتعهد دنیا فاقد کوچک‌ترین اهمیت سیاسی و بین‌المللی است، ولی آن چه مسلم است دولت جمهوری اسلامی ایران از این اجلاس استفاده خواهد کرد تا موضوعاتی مانند تهدیدات اسرائیل (که اکنون کاملا هم علنی شده)، مسائلی مربوط به حق برخورداری از تکنولوژی هسته‌ای را مطرح و کوشش خواهد کرد به نوعی مباحث اجلاس را به سمت محاصره اقتصادی اروپا و آمریکا علیه ایران منعطف کند، بدون این که به ریشه‌های موضوع و اتهاماتی که متوجه ایران است بپردازد.

ایران همچنین در حاشیه اجلاس سعی خواهد کرد به نگرانی‌های اخیر در مورد فعل و انفعالات در سایت نظامی پارچین بپردازد و به جای این که به گروه‌های تخصصی اجازه بازدید از محل را بدهد ممکن است حتی برخی از شرکت‌کنندگان در کنفرانس را که فاقد آگاهی‌های لازم در زمینه تکنولوژی هسته‌ای هستند به محل سایت پارچین برده و ساختمان‌های موجود را به آنها نشان بدهد.

از طرف دیگر ایران کوشش خواهد کرد در مرحله آخر اجلاس که سران کشورهای عضو در آن حضور خواهند داشت حداکثر استفاده را برای لابی کردن و وصله‌پینه کردن مسائل منطقه‌ای استفاده کند. مثلا پادشاه عربستان سعودی یا فلان امیر عرب و یا فلان رئیس جمهور و حتی دبیرکل سازمان ملل متحد را تحت تاثیر قرار دهد. هدف از لابی‌گری ایران تلطیف روابط و تعمیق نفوذ سیاسی و یا حل و فصل برخی مسائل مانند گروگان‌های ایرانی در لیبی یا سوریه خواهد بود. ایران همچنین کوشش خواهد کرد راه حلی برای بقای رژیم سیاسی سوریه ارائه و خود را به عنوان میانجی گفت‌وگو با بشار اسد به قصد ترغیب وی به واگذاری قدرت معرفی کند. ایران از حضور پرزیدنت محمود عباس استفاده خواهد کرد تا نسخه همیشگی خود را برای محو اسرائیل و تشکیل دولت فلسطینی رنگ و جلای تازه‌ای بدهد.

هدف ایران از این اقدامات و همین طور استفاده از حضور نمادین دبیرکل سازمان ملل متحد، تعمیق و گسترش نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی خود و نشان دادن این خواهد بود که ایران باید به مثابه بازیگری برابر با سایر بازیگران بین‌المللی مورد اعتنا قرار گیرد. (که البته می‌تواند، تحت شرایطی، خواسته مشروعی باشد.)

از آنجا که ایران و ایالات متحده وارد یک مسابقه با حاصل جمع صفر شده‌اند که در آن فقط ُبرد و باخت اهمیت دارد، نتیجه این می‌شود که آمریکا هم هرجا که بتواند و به هر طریقی که بتواند مانع نفوذ ایران شود و امکان مانور ایران را علیه خود مسدود کند. علاوه بر آن با محدود کردن امتیازاتی که ایران به عنوان یک عضو نظام بین‌الملل می‌تواند از آن بهره‌مند شود و با ابزارهایی مانند محاصره اقتصادی و حتی تهدید نظامی و حمایت از کشورهای همسایه که مخالف ایران هستند بخواهد ایران را به زانو در آورد.

پیش‌بینی این که چنین چالشی به کجا منتهی خواهد شد کار مشکلی است. وابستگان رژیم سیاسی ایران مدت‌ها است وعده می‌دهند که موازنه قدرت دارد به نفع کشور‌های کوچک‌تر تغییر می‌کند، ولی دلیل و مدرکی در این مورد ارائه نمی‌دهند و نشانه‌ای هم که دال بر صحت این ادعا باشد دیده نمی‌شود. تشکیل اجلاس سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هر تاثیری داشته باشد نمی‌تواند موازنه نظام بین‌المللی را به نفع ایران تغییر دهد.

-----------------------------------------------------------------------

*دکتر جلیل روشندل استاد علوم سیاسی و امنیت بین‌الملل در دانشگاه کارولینای شرقی در آمریکاست. وی در مراکز مطالعاتی مختلفی مانند دانشگاه استنفورد، دوک، یوسی‌ال‌ای و دانشگاه تهران سابقه تدریس و پژوهش داشته است. از وی تالیفات متعددی در زمینه امنیت بین‌الملل، خاورمیانه و خلیج فارس منتشر شده است.

اگر کسی زکات برش واجب شد و نداد این کفر است و در دولت اسلامی حکمش قتل است

انتقاد گزارشگران بدون مرز از سانسور سخنان مرسی در تهران



مسئول بخش ایران گزارشگران بدون مرز، سانسور انتقادات محمد مرسی از حکومت سوریه در اجلاس "نم" توسط رسانه‌های ایران را "تبلیغات یک‌سویه" می‌نامد. پیش‌تر این سازمان از تهدید بسیاری از روزنامه‌نگاران در این اجلاس خبر داده بود.

خبرگزاری‌های رسمی و غیر رسمی جمهوری اسلامی ایران بخشی از سخنرانی محمد مرسی رئیس‌جمهور مصر درباره انتقاد از حکومت سوریه را سانسور کردند. یک روز پیش، سازمان‌گزارش‌گران بدون‌مرز در نامه‌ای خطاب به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل هشدار داده بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به رسانه‌ها دستور داده است از طرح پرسش‌های "بیم برانگیز برای رژیم" در طول برگزاری نشست اجلاس غیرمتعهدها اجتناب بورزند.
 رضا معینی، مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز در گفت‌وگو با دویچه وله نحوه پوشش خبری اظهارات سران کشورها در اجلاس غیرمتعهدها توسط رسانه‌های رسمی و غیررسمی جمهوری اسلامی ایران را "تبلیغات یک‌سویه سیاسی" می‌نامد.

علاوه بر خبرگزاری‌های رسمی و غیر رسمی داخل ایران، تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی که سخنان محمد مرسی را زنده پخش می‌کرد، هنگامی که مرسی حکومت سوریه را "سرکوبگر" خواند، صدای ترجمه همزمان را پایین آورد و به جای نام کشور سوریه با تغییر آشکار سخنان محمد مرسی از نام کشور بحرین استفاده کرد.
رسانه‌های بین‌المللی اما گزارش دادند محمد مرسی در افتتاحیه شانزدهمین اجلاس سران غیرمتعهدها در سخنرانی خود با انتقاد از رژیم سوریه، حکومت این کشور را "سرکوبگر" و "فاقد مشروعیت" خوانده است.

رضا معینی درباره نحوه اطلاع رسانی رسانه‌های ایران می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران حتی زمانی هم که میزبان کنفرانس‌های بین‌المللی است، عملا علاوه بر اخبار داخل کشور، می‌خواهد اخبار مربوط به خارج از کشور را هم مورد سانسور قرار ‌دهد.»
کریستف دولوار مدیرکل گزارش‌گران بدون مرز روز چهارشنبه ۸ شهریور خطاب به بان کی مون دبیر کل سازمان ملل نوشته بود رژیم تهران درحالی نشست کشورهای غیر متعهد را برگزار می‌کند که بسیاری از روزنامه‌نگاران از شرکت در این نشست و پوشش خبری آن محروم شده‌اند.

برپایه این گزارش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با ارسال دستور عملی رسمی رسانه‌ها را به سانسور فراخوانده است. همچنین خبرنگارانی نیز که اجازه شرکت و تهیه گزارش از این نشست را یافته‌اند، از سوی مقامات تهدید شده‌اند که از پرسش‌های "بیم‌برانگیز برای رژیم" اجتناب کنند.

درخواست گزارش‌گران بدون مرز از بان کی مون

‌گزارش‌گران بدون‌مرز همچنین در نامه خود‌ از بان کی مون دبیر کل سازمان ملل خواسته بود در دیدار با مقامات جمهوری اسلامی ایران خواستار آزادی بدون قید و شرط زندانیان عقیدتی در ایران شود.

گزارش‌گران بدون مرز این خواست را وظیفه دبیر کل سازمان ملل عنوان کرده و درباره ادامه‌ صدور احکام زندان و زندانی کردن زنان روزنامه‌نگار و همچنین بازداشت‌های خودسرانه روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران و نگهداری آنان در زندان‌های مخفی از سوی جمهوری اسلامی ابراز نگرانی عمیق کرده بود.

هنگامی که محمد مرسی رئیس‌جمهور مصر به "سرکوبگر" بودن حکومت سوریه اشاره کرد، نخست‌وزیر و هیات سوری به نشانه اعتراض جلسه سران غیرمتعهدها را ترک کردند
 
رضا معینی در مورد خواست مشخص سازمان گزارش‌گران بدون مرز از بان کی مون توضیح می‌دهد: «در این نامه اشاره‌ کردیم که ایران بزرگ‌ترین کشور در جهان در رابطه با محکومیت برای زنان روزنامه‌نگار و وب‌نگار است. ما در این نامه روی موارد مشخص زنان تاکید کرده‌ایم و گفتیم که از سه سال پیش، بیش از ۵۷ زن روزنامه‌نگار و وب‌نگار در ایران محاکمه، محکوم و زندانی شده‌اند. آقای بان کی‌مون بیش از هر کسی این صلاحیت را دارد که این موارد را به جمهوری اسلامی ایران تذکر بدهد.»

ناپدید شدن میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد

در نامه اخیر سازمان گزارش‌گران بدون مرز به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل همچنین به عارضه قلبی میرحسین موسوی در آستانه اجلاس غیر متعهدها اشاره شده است.

پیش از این، برخی رسانه‌های بین‌المللی گزارش داده بودند دلیل ترخیص قبل از موعد مقرر میرحسین موسوی از بیمارستان، نگرانی‌های امنیتی درباره برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها بوده است.

رضا معینی اضافه می‌کند میرحسین موسوی به عنوان صاحب امتیاز روزنامه‌ توقیف شده‌ی "کلمه‌ی سبز" به سازمان گزارش‌گران بدون مرز ربط پیدا می‌کند. به گفته او آقای موسوی، آقای کروبی و همسر آقای موسوی خانم زهر رهنورد، عملا در زندان مخفی نگهداری می‌شوند و از همه‌ حقوق‌شان محروم شده‌اند.

مسئول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز این وضعیت را بنا بر قوانین بین‌المللی از مصادیق بارز "ناپدید کردن" افراد عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: «بیش از ۱۸ ماه است که این افراد به شکل مشخص ناپدید شده‌اند. ما از آقای بان کی‌مون خواسته‌ایم که این موارد را با مقامات جمهوری اسلامی در میان بگذارند.»

انتقاد از رهبران ایران و سوریه در تهران

بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل روز گذشته ۸ شهریور با آیت‌الله علی خامنه‌ای و برخی دیگر از مقام‌های ارشد ایران دیدار کرد. دبیرکل سازمان ملل در دیدار با تمام مسئولان ایرانی از نقض گسترده حقوق بشر در این کشور و عدم همکاری با نهادهای بین‌المللی در مورد برنامه‌های هسته‌ای انتقاد کرد.

دبیرکل سازمان ملل متحد در مراسم گشایش شانزدهمین اجلاس "نم" در روز پنج‌شنبه ۹ شهریور نیز انکار هولوکاست و درخواست نابودی اسرائیل توسط مقام‌های جمهوری اسلامی را محکوم کرد.

دبیرکل سازمان ملل در این مراسم بدون نام بردن از مسئولان ایران، در اشاره‌ای آشکار "انکار واقعیت تاریخی هولوکاست (کشتار جمعی یهودیان در جریان جنگ دوم جهانی) را "تلاشی بی‌شرمانه" خواند.

رهبران جمهوری اسلامی انتظار داشتند که حضور بان‌ کی‌مون و محمد مرسی در تهران از سوی افکار عمومی جهانی نشانه عدم انزوای این کشور تلقی‌شود. اما موضع‌گیری‌های این دو مقام به جنجال‌های رسانه‌ای تازه‌ای علیه جمهوری اسلامی دامن زده است.

Donnerstag, 30. August 2012

محمد مرسی در نشست تهران: نظام بشار اسد، سرکوبگر است



محمد مرسی (وسط)، رییس جمهوری مصر، همراه با مان موهان سینگ (راست) نخست وزیر هند و محمود احمدی نژاد در نشست سران غیرمتعهدها.
اندازه متن 
محمد مرسی، رييس جمهوری مصر، روز پنجشنبه،  ۹ شهريور ماه، در اجلاس سران غيرمتعهدها در تهران از حکومت سوريه انتقاد کرد و رژيم بشار اسد را نظامی «سرکوبگر» دانست. در اعتراض به این سخنان، هیات سوری اجلاس را ترک کرد.

رييس جمهوری مصر در سخنان خود خواستار توقف خشونت در سوريه با «دخالت فعال» شد. وی اظهار داشت: «ما نمی توانيم خونريزی در سوريه را متوقف کنيم جز اينکه همه ما دخالت فعالی در اين زمينه داشته باشيم.»

وی اظهار داشت: «ما باید حمایت کامل خود را از نبرد کسانی که به دنبال آزادی و عدالت در سوریه هستند اعلام کنیم.»

آقای مرسی افزود که دنیا «وظیفه اخلاقی» دارد تا در کنار مردم سوریه برای مبارزه آنها «علیه رژیمی سرکوبگر که مشروعیت خود را از دست داده است» بایستد.

وی گفت: برقراری نظامی دمکراتیک در سوریه «بیانگر خواست مردم این کشور برای آزادی، عدالت و برابری است و در عین حال، سوریه را از افتادن به دام یک جنگ داخلی یا چند پاره شدن این کشور به واسطه خشونت های فرقه ای باز می دارد.»

رییس جمهوری مصر گفت: بسيار حياتی است که مخالفان سوريه با يکديگر متحد شده «تا بدون نابودی کشور، به دستاوردهای خود دست پيدا کنند.»

شبکه خبر وابسته به راديو و تلويزيون دولتی ايران که روز پنجشنبه اقدام به پخش مستقيم مراسم اجلاس سران کشورهای اسلامی می کرد در لحظه ای که محمد مرسی از حکومت بشار اسد به عنوان رژيمی «سرکوبگر» نام برد، صدای مترجم همزمان را به شدت پايين آورد.

خبرگزاری های داخلی ایران در گزارش های خود از سخنرانی محمد مرسی، انتقاد وی از حکومت سوریه را سانسور کردند و تنها خبرگزاری های خارجی به انتشار این بخش از سخنان رییس جمهوری مصر پرداختند.

خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری رسمی مصر، «منا»، گزارش داد که همزمان با سخنرانی محمد مرسی، هيات سوری شرکت کننده در نشست سران کشورهای غير متعهد در اعتراض به اظهارات وی، اين نشست را ترک کردند.

محمد مرسی نخستين رييس جمهوری مصر است که ظرف سه دهه گذشته از ايران ديدار می کند.

ايران اميدوار است که سفر آقای مرسی به سه دهه قطع رابطه ميان دو کشور پايان دهد ولی به نظر می رسد که مواضع رييس جمهوری مصر از زمان روی کار آمدن در اين کشور در ارتباط با ايران و همچنين سخنرانی روز پنجشنبه وی، بیانگر ادامه اختلاف میان دو کشور است.

تهران و قاهره بر سر موضوعات مختلف منطقه ای از جمله مسئله سوريه دچار اختلافات عميقی هستند. ايران از حاميان اصلی حکومت بشار اسد است که از ۱۸ ماه پيش تاکنون با ناآرامی های گسترده ضد حکومتی دست به گريبان است.

محمد مرسی پيش از اين خواستار تشکيل گروه تماس درباره سوريه با حضور ايران، عربستان سعودی، ترکيه و مصر شده بود.

وی در مصاحبه ای با خبرگزاری رويترز گفت که زمان کناره گيری بشار اسد از قدرت فرا رسيده است. اين موضع رييس جمهوری مصر در حالی بيان می شود که مقام های ايران بارها تاکيد کرده اند با هيچ برنامه ای که قرار باشد در آن بشار اسد کنار گذاشته شود، موافقت نخواهند کرد.

آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، روز چهارشنبه در ديدار با، بانگی مون، دبيرکل سازمان ملل گفت که «مجموعه‌ای از دولت ها، گروه های مخالف دولت سوريه را به جنگی نيابتی از طرف خودشان با دولت سوريه وادار کرده‌اند و اين جنگ نيابتی، واقعيت امروز بحران سوريه است.»

به گفته وی، «حل بحران سوريه يک شرط طبيعی دارد که عبارت است از جلوگيری از ارسال سلاح به گروههای بی مسئوليت داخل سوريه.»

مخالفان حکومت دمشق می گويند که در جريان ناآرامی های سوريه و سرکوب های شديد نيروهای نظامی وابسته به بشار اسد، تاکنون ۲۵ هزار نفر جان خود را از دست داده‌ اند.

محمد مرسی در نشست تهران: نظام بشار اسد، سرکوبگر است



محمد مرسی (وسط)، رییس جمهوری مصر، همراه با مان موهان سینگ (راست) نخست وزیر هند و محمود احمدی نژاد در نشست سران غیرمتعهدها.
اندازه متن 
محمد مرسی، رييس جمهوری مصر، روز پنجشنبه،  ۹ شهريور ماه، در اجلاس سران غيرمتعهدها در تهران از حکومت سوريه انتقاد کرد و رژيم بشار اسد را نظامی «سرکوبگر» دانست. در اعتراض به این سخنان، هیات سوری اجلاس را ترک کرد.

رييس جمهوری مصر در سخنان خود خواستار توقف خشونت در سوريه با «دخالت فعال» شد. وی اظهار داشت: «ما نمی توانيم خونريزی در سوريه را متوقف کنيم جز اينکه همه ما دخالت فعالی در اين زمينه داشته باشيم.»

وی اظهار داشت: «ما باید حمایت کامل خود را از نبرد کسانی که به دنبال آزادی و عدالت در سوریه هستند اعلام کنیم.»

آقای مرسی افزود که دنیا «وظیفه اخلاقی» دارد تا در کنار مردم سوریه برای مبارزه آنها «علیه رژیمی سرکوبگر که مشروعیت خود را از دست داده است» بایستد.

وی گفت: برقراری نظامی دمکراتیک در سوریه «بیانگر خواست مردم این کشور برای آزادی، عدالت و برابری است و در عین حال، سوریه را از افتادن به دام یک جنگ داخلی یا چند پاره شدن این کشور به واسطه خشونت های فرقه ای باز می دارد.»

رییس جمهوری مصر گفت: بسيار حياتی است که مخالفان سوريه با يکديگر متحد شده «تا بدون نابودی کشور، به دستاوردهای خود دست پيدا کنند.»

شبکه خبر وابسته به راديو و تلويزيون دولتی ايران که روز پنجشنبه اقدام به پخش مستقيم مراسم اجلاس سران کشورهای اسلامی می کرد در لحظه ای که محمد مرسی از حکومت بشار اسد به عنوان رژيمی «سرکوبگر» نام برد، صدای مترجم همزمان را به شدت پايين آورد.

خبرگزاری های داخلی ایران در گزارش های خود از سخنرانی محمد مرسی، انتقاد وی از حکومت سوریه را سانسور کردند و تنها خبرگزاری های خارجی به انتشار این بخش از سخنان رییس جمهوری مصر پرداختند.

خبرگزاری فرانسه به نقل از خبرگزاری رسمی مصر، «منا»، گزارش داد که همزمان با سخنرانی محمد مرسی، هيات سوری شرکت کننده در نشست سران کشورهای غير متعهد در اعتراض به اظهارات وی، اين نشست را ترک کردند.

محمد مرسی نخستين رييس جمهوری مصر است که ظرف سه دهه گذشته از ايران ديدار می کند.

ايران اميدوار است که سفر آقای مرسی به سه دهه قطع رابطه ميان دو کشور پايان دهد ولی به نظر می رسد که مواضع رييس جمهوری مصر از زمان روی کار آمدن در اين کشور در ارتباط با ايران و همچنين سخنرانی روز پنجشنبه وی، بیانگر ادامه اختلاف میان دو کشور است.

تهران و قاهره بر سر موضوعات مختلف منطقه ای از جمله مسئله سوريه دچار اختلافات عميقی هستند. ايران از حاميان اصلی حکومت بشار اسد است که از ۱۸ ماه پيش تاکنون با ناآرامی های گسترده ضد حکومتی دست به گريبان است.

محمد مرسی پيش از اين خواستار تشکيل گروه تماس درباره سوريه با حضور ايران، عربستان سعودی، ترکيه و مصر شده بود.

وی در مصاحبه ای با خبرگزاری رويترز گفت که زمان کناره گيری بشار اسد از قدرت فرا رسيده است. اين موضع رييس جمهوری مصر در حالی بيان می شود که مقام های ايران بارها تاکيد کرده اند با هيچ برنامه ای که قرار باشد در آن بشار اسد کنار گذاشته شود، موافقت نخواهند کرد.

آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران، روز چهارشنبه در ديدار با، بانگی مون، دبيرکل سازمان ملل گفت که «مجموعه‌ای از دولت ها، گروه های مخالف دولت سوريه را به جنگی نيابتی از طرف خودشان با دولت سوريه وادار کرده‌اند و اين جنگ نيابتی، واقعيت امروز بحران سوريه است.»

به گفته وی، «حل بحران سوريه يک شرط طبيعی دارد که عبارت است از جلوگيری از ارسال سلاح به گروههای بی مسئوليت داخل سوريه.»

مخالفان حکومت دمشق می گويند که در جريان ناآرامی های سوريه و سرکوب های شديد نيروهای نظامی وابسته به بشار اسد، تاکنون ۲۵ هزار نفر جان خود را از دست داده‌ اند.

رجایی‌شهر؛ جایی که زندانی از لیست زنده‌ها حذف می‌شود



بهمن احمدی امویی اولین زندانی‌ای نیست که شرایط زندان رجایی‌شهر را توصیف کرده، اما شاید این دقیق‌ترین توصیفی بوده که تاکنون از این زندان به بیرون درز کرده است. دو زندانی دهه شصت به همراه دکتر لاهیجی از رجایی‌شهر می‌گویند.

«محمد نظری، بیست و دو ساله بود که بازداشت شد و حالا در سال بیستم زندانش است اما انگار که شصت ساله است. عمر و ابراهیم و خالد از اعضای حزب دمکرات کردستان حالا وارد ماه‌های ابتدایی سال چهاردهم زندانشان شده‌اند و سال‌ها از آخرین ملاقاتشان با خانواده می‌گذرد».
«کرمی خیرآبادی، شانزده سال است که زیر حکم اعدام قرار دارد. یکشنبه‌ها و سه‌شنبه‌هایی که احتمال اجرای حکم اعدام می‌رود، با هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌های زیادی که پشت سر گذاشته، حالا دیگر اصلاً حسی برایش نمانده».
«چهار نفر از افراد وابسته به حزب پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان ترکیه) هشت سال و پنج سال زیر حکم هستند. زانیار و لقمان مرادی که پسر عمو هستند چهار سال است که زیر حکم اعدام‌اند و به دستور قاضی صلواتی از ملاقات با خانواده‌های‌شان محروم‌اند. آن‌ها هم مدت‌هاست که با خانواده‌های خود ملاقات ندارند. بعضی وقت‌ها روزهای ملاقات خجالت می‌کشم مستقیم توی چشمهای‌شان نگاه کنم».
اینها بخش‌هایی از نامه بهمن احمدی امویی از زندان رجایی‌شهر یا همان گوهردشت است. زندانی با ۲۴ بند اصلی و فرعی و ۸ بلوک آپارتمانی.
این زندان به گفته‌ی ایرج مصداقی که خود دوره‌ای را در دهه ۱۳۶۰ در سلول‌های انفرادی آنجا گذرانده به عنوان یک زندان تنبیهی در مهرماه سال ۶۱ راه‌اندازی شد.
به گفته‌ی او کسانی را که در اوین بیش از یک سال زیر بازجویی بودند و هنوز به پرونده آنها رسیدگی نشده بود به گوهر دشت منتقل می‌کردند. همچنین زندانیان قزل‌حصار را به صورت تنبیهی به سلول‌های انفرادی گوهردشت می‌بردند. او می‌گوید زندانیان بسیاری در دهه ۶۰ بین یک تا چهار سال در سلول‌های انفرادی زندان گوهردشت در شرایط بسیار وخیمی به سر بردند.
ایرج مصداقی از "سلول‌های تاریک" رجایی‌شهر می‌گوید: «سلول تاریک یک انباری بود که نه دستشویی داشت نه توالت و کاملا تاریک بود. زندانی را چند روز در آنجا نگه می‌داشتند و زندانی مجبور بود قضای حاجتش را هم در همانجا بکند. این شرایط بسیار بدی بود، وقتی شما وارد سلول انفرادی گوهردشت می‌شدید خودشان می‌گفتند از لیست زنده‌ها حذفتان کردیم».
و حالا با گذشت دو دهه از آن سالها هنوز زندانیانی در گوهردشت هستند که گویا از لیست زنده‌ها حذف شده‌اند؛ محمد نظری، عمر، ابراهیم، خالد، کرمی خیرآبادی، زانیار و لقمان مرادی و بسیاری دیگر که شاید بهمن  احمدی امویی آنها را ندیده. او در نامه‌اش می‌نویسد: «از خودم می‌پرسم اگر این حزب دمکرات هنوز هم وجود داشته باشد آیا می‌داند آدم‌هایی هستند که به اسم عضویت در آن حزب سال‌هاست که در زندان‌اند؟».
شاهو حسینی نماینده حزب دموکرات کردستان ایران در خارج از کشور در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «ما می‌دانیم، نه تنها این زندانیان بلکه خیلی‌های دیگر در زندان‌های ناشناخته ایران هستند که متاسفانه هیچ خبری از آنها نیست و حزب هم نمی‌تواند بگوید عضو حزب هستند چون در این صورت بلافاصله اعدام می‌شوند».
او می‌گوید حتی خانواده‌های این زندانیان نیز از تماس با حزب پرهیز می‌کنند چرا که بیم آن را دارند که این تماسها‌علنی شود و بر حکم قضایی زندانیان تاثیر بگذارد.
رجایی‌شهر؛ جایی که زندانی از لیست زنده‌ها حذف می‌شود
نمایی از هواخوری زندان رجایی‌شهر
 
سنتی که لاجوردی پایه‌گذارش بود
 دکتر عبدالکریم لاهیجی نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر بی‌قانونی کنونی حاکم بر زندان‌های ایران را سنتی به جا مانده از دوران اسدالله لاجوردی می‌داند. او می‌گوید: «نیمه دوم سال ۱۳۵۹ اسدالله لاجوردی که قبل از انقلاب یک خرده فروش بازار بود و تحصیلات حقوقی که هیچ، حتی تحصیلات غیرحقوقی هم نداشت، با حکم سید محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و عضو شورای عالی قضایی، به‌عنوان دادستان انقلاب تعیین شد. او با گروهی از کسانی که قبل از انقلاب با آنان در زندان بود و به اصطلاح تیم او را تشکیل می‌دادند، به داخل زندان اوین رفتند و سرنوشت زندان اوین و زندانی‌ها در دست او بود».
دکتر لاهیجی رابطه‌ی مسئولان زندان و در صدر آن‌ها اسدالله لاجوردی با زندانی را "رابطه‌ی برده با صاحب و مولایش" توصیف می‌کند و می‌گوید لاجوردی آن قدر قدرت داشت که می‌توانست ظرف چند دقیقه حکم اعدام یک زندانی را از دادگاه انقلاب بگیرد.
به نظر این حقوقدان این رویه سی سال است که بر کلیه زندان‌های جمهوری اسلامی حاکم است.
او خاطر‌‌ه‌ای را از لویی ژوئن، رئیس کمیته بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل نقل می‌کند که مربوط به سال ۱۳۸۲ است. وی در آن سال برای بازدید از زندان‌ها به ایران سفر می‌کند و در گزارش سفرش نوشته که وقتی همراه رئیس اداره زندانهای ایران وارد بند ۲۰۹ اوین می‌شوند، دو مرد "غول‌پیکر" با خشونت آنها را از آنجا بیرون کرده و اجازه صحبت با هیچیک از زندانیان بند را به آنان نمی‌دهند.
لاهیجی می‌گوید وقتی با رئیس سازمان زندان‌ها و با فرستاده ویژه سازمان ملل اینگونه برخورد می‌شود، دیگر نمی‌توان انتظارداشت که با زندانیان قانونمدارانه رفتار شود.

رجایی‌شهر؛ جایی که زندانی از لیست زنده‌ها حذف می‌شود
آشپزخانه یکی از بندهای زندان رجایی‌شهر


به نظر وی دلیل اصلی مخالفت ایران با ورود احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر و هر گزارشگر موضوعی دیگری به ایران همین است که مقامات جمهوری اسلامی می‌دانند اگر آن‌ها به ایران بروند، نمی‌توانند مانع از بازدیدشان از زندان‌های ایران شوند.
نگه داشتن زندانی زیر حکم اعدام؛ بدترین شکنجه
 شانزده سال، هشت سال، پنج سال و چهار سال؛ اینها تعداد سال‌هایی است که به نوشته‌ی بهمن احمدی امویی برخی از زندانیان رجایی‌شهر منتظر اجرای حکم اعدامشان هستند.
دکتر لاهیجی این کار را "غیرانسانی‌ترین" رفتاری می‌داند که می‌شود با یک زندانی کرد.
به نظر او دلیل این رفتار بی‌اساس بودن این حکم‌های اعدام است. او می‌گوید: «این حکم‌ها، نادرست است و در شرایط استثنایی زیر فشار دادستانی، یا فشار نیروهای امنیتی به‌خصوص وقتی در مناطق حساس مثل مناطق گروه‌های قومی، کردستان، بلوچستان و خوزستان باشد، این حکم صادر می‌شود و متأسفانه در دیوان عالی کشور هم رسیدگی دقیق نمی‌شود. ولی بعداً به مرور یا در اثر فشار خانواده‌ها، یا در اثر اعتراض‌های خود زندانی‌، مسئولان زندان، یا قوه قضاییه و شاید بالاتر از آن متوجه می‌شوند که این حکم حکم شدیدی‌ست. اما چون حکم قطعیت پیدا کرده، نمی‌توانند یا نمی‌خواهند آن را تغییر دهند که البته با  اعاده دادرسی می‌توانند حکم را تغییر دهند اما این کار را نمی‌کنند بنابراین زندانی را به صورت بلاتکلیف نگاه می‌دارند».
به گفته‌ی آقای لاهیجی طبق آخرین گزارش فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر که اواخر فروردین ماه منتشر شد، نزدیک به ۳۰ زندانی چنین وضعیتی دارند یعنی سالهاست که حکم اعدامشان تایید شده اما نه اعدام می‌شوند و نه آزادشان می‌کنند.
وی همچنین به زندانیانی اشاره می‌کند که پس از گذراندن این سالهای بلاتکلیفی، اعدام شده‌اند، از جمله فرزاد کمانگر.
دکتر لاهیجی می‌گوید فرزاد کمانگر در حالی که چند سال پیش از اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ دستگیر و حکم اعدامش هم صادر شده بود اما پس از اعتراضات مردمی در سال ۸۸ و به عقیده‌ی وی برای "زهر چشم گرفتن" از سایر زندانیان اعدام شد.
گوهردشت مخوف سال‌های ۶۰
 بندهای ۷، ۸ و فرعی ۲۰ زندان گوهردشت منتهی‌الیه سمت راست زندان هستند، جایی که زندان به پایان می‌رسد. این سه بند مشرف به حسینیه زندان است؛ همان جایی که اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۱۳۶۷ در آنجا اتفاق افتاد.
مهدی اصلانی یکی از شاهدان زنده‌ی بند هشت است. او "بدترین خاطره‌ای" که از گوهردشت دارد را در کتابش با نام "کلاغ و گل سرخ" اینگونه شرح داده:

«شب آوار ترین خاطره من از دوران کشتار به نیمه مرداد بر می گردد، پانزده تا هجدهم مرداد ماه ۱۳۶۷ به هنگام مجاهد کشی. در فاصله‌ی این سه روز، ترددِ کامیون‌های یخچال‌دار را که شبانه چیزی بر ما نادانسته را جا به جا می کردند بر خلاف شب های پیش بیش از یک‌بار در روز مشاهده کردیم. در این زمان هیئت مرگ با شدتی افزون‌تر از پیش به مرگ‌فروشی مشغول بود و ما این همه را نمی دانستیم. ما شبانه‌ترین دوره‌های زنده‌گی‌مان را تجربه می‌کردیم. با میله‌ای که یکی از بچه‌ها در اختیار داشت، بدون ترس از تنبیه، کرکره‌ی فلزی پنجره‌ی آخرین اتاقِ مشرف به حسینیه در بند هشت را تا سر‌حد امکان بالا زدیم. همگی‌مان به مانندِ شخصیت‌های بی‌نامِ رمانِ کوری، نوشته­‌ی خوزه ساراماگو، شده بودیم: "کورهایی که می‌توانند ببینند، اما نمی‌بینند". سایه‌ی­ افرادی را دیدیم که نزدیک حسینیه در رفت­ و آمد بودند. مانندِ سایه‌های مرگِ آثار هیچکاک بودند. نگاه می کردیم اما نمی دیدیم؛ نگهبان‌هایی ماسک زده که جایی را سم پاشی می کردند. کامیون از پشت به سمت حسینیه پارک شده بود. بعد‌ها زنده‌مانده‌گان فرعی­ ۲۰ که موقعیتِ بندشان به گونه‌ای بود که در آن هنگامه‌ی غارت برخی صدا‌ها را نیز می­‌شنیدند، یاد‌آور شدند: از همان انتهای حمام دیدیم کامیونِ یخچال‌داری را که معمولاً برای حملِ گوشت استفاده می‌‌شد به حیاطِ زندان آوردند. نمی‌دانستیم برای چه؟ بعد ما توانستیم هر بار صدای افتادن ۲۰ تا ۲۵ جسد را در کامیون بشماریم و این موضوع سه یا چهار بار در روز تکرار می‌‌شد. فردای آن روز، پس فردا و روزهای دیگر».

Mittwoch, 29. August 2012

» هر ایرانی شده یک رسانه و شهر پر شده از رسانه؛ ما بی شماریم/ بازتاب گسترده نامه به بان کی مون در فضای مجازی



چکیده :بی شمار بودن ما این روزها بیشتر از همیشه خود را نشان داده است، برای بار دیگر ثابت کردیم که ما بیشماریم؛ انقدر بیشمار هستیم که نهایتا سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام کند که بان کی مون در سفر خود به ایران خواهد خواست تا اقدامی فوری را در مورد رفع نگرانی جامعه جهانی از برنامه اتمی آن کشور و رعایت حقوق بشر انجام دهند....

کلمه – گروه اجتماعی: خبر کوتاه بود اما مثل صاعقه فرود آمد، میر حسین موسوی در بیمارستان بستری شد؛ علت: عارضه قلبی…صفحه های فیس بوک پر شد از دعا، پر شد از عکس های میر مردم، پر شد از خبر…
خبرهای این سال های ما به همین کوتاهی بود، کوتاه بودند اما دردآور، سهراب رفت، ندا پر کشید، کیانوش به خانه برنگشت، محسن در کهریزک ماند، علی بازداشت شد، مصطفی را گرفتند، بهاره دستگیر شد و… خبرها یک اسم بود و یک فعل. همین. اما برای ما هزار هزار جمله بود…
تمامی این سال های سبزمان در مقابل تمامی این خبرها اعتراض کردیم، به خیابان رفتیم، نامه نوشتیم، نصحیت کردیم، فریاد زدیم، سکوت کردیم، مشت گره کردیم و شب ها خدا را فریاد زدیم، اما در تمامی این سال ها دست کمک به غیر دراز نکردیم، از هیچ کشور خارجی کمک نخواستیم، به سراغ هیچ بیگانه ایی نرفتیم؛ کما اینکه امروز نیز حاضر نیستیم عزت و استقلالمان را به هیچ بیگانه ایی بفروشیم که جنبش سبز ملت ایران مستقل و مردمی است اما در عین حال ارتباط خود را با نهادهای حقوق بشری و آزادی خواه نیز حفظ کرده و حتی از حرکت های مردمی منطقه نیز دفاع کردیم، ۲۵ بهمن که برای حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان آمدیم و از آن روز یک خبر کوتاه دیگر نیز به خبرهایمان اضافه شد: میر حسین موسوی در حصر شد؛ مهدی کروبی در حصر شد، زهرا رهنورد در حصر شد…
از این رو اکنون که کشورمان میزبان روسای بسیاری از کشورها خصوصا میزبان رییس سازمان ملل متحد است این جنبش تصمیم گرفته تا صدای خود را به گوش جهانیان برای بار دیگر برساند. اکنون که شهر پر شده از ماموران امنیتی و داروغه ها در شهر فریاد می زنند کور باشید، کر باشید؛ شهر در امن و امان است، همراهان سبز جنش مردم ایران از راه های مختلف تلاش دارند تا صدایشان را به گوش دنیا و خصوصا دبیر کل سازمان ملل برسانند…
این روزها صفحه فیس بوک سازمان ملل و آقای بان کی مون پر شده از نامه ها و فیلم های مردم ایران که در خواست داشتند تا دبیر کل سازمان ملل با میر حسین موسوی و مهدی کروبی دیدار کند، حالی از زندانیان سیاسی شان بپرسد و مقامات ایرانی را زیر سوال ببرد که چه شد حقوق بشر در ایران؟ نامه ها است که این روزها توسط شهروندان ایرانی امضا می شود تا هم مظلومیت و هم پایداری و صبر خود را به گوش جهانیان برسانند.
یکی از شهروندان در صفحه فیس بوک خود نوشته بود؛ لازم نیست پای بیمارستان و طپش های قلب هایمان در بین باشد تا نفسهایمان در سینه هایمان قفل شود، باید هر روز به یاد زندانیامان باشیم، اما امروز فرصتی شده تا صدایمان را رسا تر از همیشه به گوش جهانیان برسانیم، بیایید نامه به بان کی مون را امضا و همه منتشر کنیم؛رسانه ماییم؛ما به اندازه حضور و وجود تک تک مان بیشماریم و اگر دست به دست هم ندهیم تنها! همه با هم امضا کنیم… این جملات ما را به یاد روزهای ۸۸ می اندازد، همان روزها که میرمان گفت هر ایرانی یک رسانه و تمامی شهر پر شد از رسانه، حال این روزها نیز هر ایرانی یک رسانه شده است؛ نامه ها است که دست به دست می شود و پیام الله اکبر است که دهن به دهن می چرخد.
از همین رو است که روزنامه نگاری در فیس بوک خود می نویسد: “نگذاریم صدای زندانیان مان در میان جنجال های حکومتی برای کنفرانس غیر متعهدها ناشنوده بماند. سحر خیزها را دریابیم که بیمار به زندان باز گردانده شده اند و می روند تا اعتصاب غذا هم بکنند. کجایی آقای بان کی مون!!!کجایی تعهد!!!” و دیگری می نویسد: “امشب و فردا شب ساعت ده…آسمان را پر از ستاره کنیم…پر از فریاد! در اعتراض به شرایط میرحسین موسوی، مهدی کروبی و دیگر عزیزان دربند …”
نامه ایی در خطاب به بان کی مون در کلمه منتشر شده که شهروندان امضا می کنند، این نامه نیز در میان هموطنان دست به دست می چرخد، انان نیز امضایش می کنند و به اشتراکش می گذارند.
یک همراه سبز در این باره نوشته: “دیروز ظهر که باز‌ش کردم فقط ۳۴۰ نفر امضا کرده بودند، دیشب که خوابیدم شده بود نزیک چهار هزار تا، الان شده حدود شش هزار تا. یک یا علی‌ دیگه تا ۱۰ هزار تا.” و همراه دیگری می گوید: قلم برداریم و از دبیر کل سازمان ملل بخواهیم تا به دیدار میرحسین موسوی برود. ”
صفحات سرزمین مجازی پر شده از امضا، نوشته اند: “لطفا نامه را امضا کنید. دوستان صفحه خودمان امضای نامه را به ۱۰۰۰۰ می رسانند. لطفا لطفا لطفا” یک شبکه اجتماعی نیز در این باره می نویسد: “خواهش داریم از همه شما که به خاطر جنبش مان به خاطر میرحسین موسوی و کروبی در حصرمان به خاطر همه زندانیان سیاسی کشورمان و از همه بالاتر برای همه خون های پاک فرزند این سرزمین که به ویژه از سال ۱۳۸۸ به بعد توسط نظام جمهوری اسلامی ریخته شده است، به لینک ضمیمه رفته و این نامه را امضا کنید.” دوستی نیز نوشت: ” نمیدونم باز هم همچین فرصتی ممکنه پیش بیاد یا نه. یادم میمونه که چند روز بیشتر از خبر بیمارستان مهندس نگذشته بود و همه در به در میگشتیم یه کمکی بکنیم. شاید این راه و کمک خوبی باشه. امضا کنیم”
همراهی جوان نوشته:” آقای دبیر کل، ندای تاریخی مردم ایران را شجاعانه پاسخ گفته و رهبران واقعی و در حبس مردم بزرگ ایران را بصورت زنده و در حضور رسانه های معتبر بین المللی، ملاقات کنید.”
صفحات دنیای مجازی این روزها به تسخیر کاربرانی در آمده است که تنها خواسته شان دیدار دبیر کل سازمان ملل با رهبر سبزشان است. در همین رابطه نیز سی ان ان در گزارشی نوشته هزاران نامه درخواست بر روی پیج رسمی سازمان ملل فرستاده شد. سایت این شبکه تلویزونی بخشی از درخواست های ایرانیان را نیز منتشر کرده از جمله نامه ایی که در حال امضا کردنش هستیم، نامه ده هزار امضایمان از قول یک شهروند ایرانی را که از بان کی مون فقط خواسته تا به دیدن موسوی و کروبی بروند.
بی شمار بودن ما این روزها بیشتر از همیشه خود را نشان داده است، برای بار دیگر ثابت کردیم که ما بیشماریم؛ انقدر بیشمار هستیم که نهایتا سخنگوی دبیر کل سازمان ملل متحد اعلام کند که بان کی مون در سفر خود به ایران خواهد خواست تا اقدامی فوری را در مورد رفع نگرانی جامعه جهانی از برنامه اتمی آن کشور و رعایت حقوق بشر انجام دهند.

بان کی‎مون به دیدار آیت‎الله خامنه‌ای رفت و از او انتقاد کرد



به روز شده:  19:49 گرينويچ - چهارشنبه 29 اوت 2012 - 08 شهریور 1391
آیت الله علی خامنه ای گفته است که ایران بر "خاورمیانه عاری از سلاح اتمی" اصرار دارد
بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد که برای حضور در اجلاس جنبش غیرمتعهدها به تهران در تهران به سر می برد، پس از دیدار با رهبر و رئیس جمهور ایران در نشستی خبری به خبرنگاران گفت که نگرانی ها خود درباره نقض حقوق بشر در ایران را با مقام های ایرانی در میان گذاشته است.
همچنین مارتین نسیرکی، سخنگوی آقای بان که همراه او به تهران رفته است، در تماسی تلفنی با خبرنگاران در نیویورک گفت که دبیرکل سازمان ملل متحد در دیدار با آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران اظهارات او درباره اسرائیل را "توهین آمیز و تحریک کننده" خواند.
چندی پیش آیت الله خامنه ای اسرائیل را یک "غده سرطانی" و "رژیم جعلی" خوانده بود.

'ترکیب سازمان ملل متحد معیوب است'

به گفته سخنگوی دبیر کل سازمان ملل، آقای بان در این دو دیدار "جامع و مهم" درباره مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ در خصوص برنامه های هسته ای ایران نیز صحبت کرده و ناراحتی خود را از پیشرفت کم این مذاکرات ابراز کرده است.
او از مقام های ایرانی خواسته است که با اقدامات متناسب نگرانی های آژانس بین المللی انرژی اتمی را برطرف کند.
"جمهوری اسلامی ایران براساس اعتقادات و آموزه های دینی خود، آماده هرگونه تلاش برای حل بحران سوریه است. اما حل بحران سوریه یک شرط طبیعی دارد که عبارت است از جلوگیری از ارسال سلاح به گروه های بی مسئولیت داخل سوریه"
آیت الله علی خامنه ای
در مقابل آیت الله خامنه ای گفته است که ایران بر "خاورمیانه عاری از سلاح اتمی" اصرار دارد و سازمان ملل متحد باید درخصوص رفع نگرانی های موجود در زمینه سلاح اتمی، تلاش جدی انجام دهد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) آقای خامنه ای به بان کی مون گفت: "متأسفانه ترکیب سازمان ملل متحد معیوب است و زورگوترین قدرتهای دنیا، که دارای سلاح اتمی و سابقه استفاده از آن نیز هستند بر شورای امنیت مسلط شده اند."
او همچین گفته است: "آژانس براساس مقررات خود، موظف است از لحاظ علمی و فنی به جمهوری اسلامی ایران کمک کند، اما آژانس بین المللی انرژی اتمی، نه تنها این کار را نکرده، بلکه دائماً کارشکنی می کند."
آیت الله خامنه ای با اشاره به ویروس استاکس نت که تاسیسات اتمی ایران را هدف قرار داده بود از عدم موضعگیری آژانس بین المللی انرژی اتمی و سازمان ملل در این باره انتقاد کرد و گفت: "توقع این بود که سازمان ملل سریعاً با این تهدید مقابله کند."
آمریکا و برخی از کشورهای غربی ایران را متهم می کنند که در پی دستیابی به سلاح هسته ای است و ایران همواره این ادعا را رد کرده است. آیت الله خامنه ای در این دیدار نیز گفته است که "این موضع (ممنوعیت ساخت و بکارگیری سلاح اتمی) براساس اعتقادات دینی و نه برای خوش آمد آمریکا و کشورهای غربی است."

'قدرت گفت و گو'

بان کی مون از ایران خواسته است که از نفوذ خود در سوریه استفاده کند
بخشی از این دیدار به گفت و گو درباره بحران سوریه پرداخته شد. آقای بان از ایران خواسته است که از نفوذ خود در سوریه استفاده کند و رهبری سوریه را قانع کند که خشونت ها را متوقف کند تا شرایط برای گفت و گو میان دو طرف مهیا شود.
آیت الله خامنه ای در مقابل گفته است: "جمهوری اسلامی ایران براساس اعتقادات و آموزه های دینی خود، آماده هرگونه تلاش برای حل بحران سوریه است. اما حل بحران سوریه یک شرط طبیعی دارد که عبارت است از جلوگیری از ارسال سلاح به گروه های بی مسئولیت داخل سوریه."
پیش از آغاز شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در تهران حضور آقای بان در این اجلاس با تردیدهایی همراه بود. اسرائیل و بعضی از مقام های آمریکایی به دلیل اظهارات اخیر رهبر و رئیس جمهور ایران درباره اسرائیل، خواهان تحریم این اجلاس و عدم حضور آقای بان در تهران شده بودند.
اما سخنگوی آقای بان گفته بود که دبیرکل سازمان ملل مسئولیت های خود در خصوص روابط دیپلماتیک با تمام اعضای این سازمان برای رسیدن به صلح و امنیت را "جدی" می داند.
او گفته بود: دبیر کل از این فرصت استفاده می کند تا در باره نگرانی ها و انتظارات جامعه بین المللی در خصوص موضوعاتی چون برنامه هسته ای، تروریسم، حقوق بشر و بحران سوریه با مقام های ایرانی گفت و گو کند.
آقای بان نیز در دیدار با آیت اله خامنه ای نیز گفت که او به این دلیل به تهران آمده است که به "قدرت گفت و گو" اعتقاد دارد.
او همچنین گفت: "اجلاس جنبش غیرمتعهدها علاوه بر اینکه ایران را در مرکز توجه قرار می دهد، برای این کشور مسئولیت نیز ایجاد می کند."